آیا داعش تنها مقصر ماجراست؟

:: آیا داعش تنها مقصر ماجراست؟
 

آیا تمام آنچه که «داعش» را مبدل به کابوس این ایام کرده، دلایلی صرفا درون‌گروهی دارد؟ بی‌تردید اینکه داعش پشت نقاب اسلام‌گرایی، دست به رفتارهای غیرقابل‌توجیه غیرانسانی می‌زند، ذهن تحلیلگران را بیش از همه به سمت واکاوی مقوله‌های ایدئولوژیک سوق می‌دهد. اما برای شناخت علت این مقوله باید فقط ایدئولوژی فاعل ماجرا را تحلیل کرد؟  

شکی نیست که برای شکل‌گیری این پدیده تنها نمی‌توان به یک علت بسنده کرد. آشکار است این فرزند سرکش، مادران بسیاری دارد که در تولد و پرورش آن هر یک جداگانه نقش بسزایی داشته‌اند. یکی از مهم‌ترین سررشته‌های وجودی داعش، به ماهیت دینی آن بازمی‌گردد؛ ماهیتی که برای سربیرون‌آوردن از درون چاه افراطی‌گری، قطعا نیاز به نردبان‌های محکمی داشته است.  

یکی از تأثیرگذارترین این محرک‌ها که پله‌های این نردبان را برای داعش می‌ساخت، نیروی سکولاریستی نهفته در رویکردهای بین‌المللی قرن اخیر بود؛ متغیری که جنسی متضاد با جنس رویکرد اسلام‌گرایی رادیکال دارد؛ و موجب تشکیل گفتمانی می‌شود که درست در نقطه مقابل گفتمان ایدئولوژی‌گرایی خاورمیانه‌ای قرار می‌گیرد. اما این دو گفتمان در یک زمان در حالت بالفعل وجود نداشتند؛ بلکه حرکت‌های پرجنب‌وجوش گفتمان مسلط‌ تر، موجب تحریک گفتمان دیگر شد که منتظر بهانه‌ای برای بیدارشدن بود.  

سکولاریسم بین‌المللی چه معنایی دارد ? 

جنگ‌های ٣٠ ساله، مسیحیان همه کشورهای درگیر را از سال ١٦١٨ تا ١٦٤٨ خسته کرده بود. انعقاد عهدنامه «وستفالیا» نتیجه و راه‌حلی برای پایان دادن به همه خستگی‌های ٣٠ ساله بود. این منازعات خونین که بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها درگرفته بود، منشأ کاملا مذهبی داشت و هر گروه به سبب تمایل به کسب اقتدار بیشتر ٣٠ سال به طرز وحشیانه‌ای کشورهای بسیاری را آلوده به خون مسیحیان کرده بودند. اما سرانجام معاهده وستفالیا پایانی بود بر این سه دهه هرج‌ومرج‌های خونبار. 

 آنچه که در این معاهده تأکید بسیار بر آن می‌شد؛ جدا از کسب استقلال مشروع برای بسیاری از کشورها، اصل برقراری نظم بدون توجه به مذهب کشورها بود. همچنین تمامی کشورها متعهد شدند در صورت تجاوز به خاک دولت‌های دیگر، بدون توجه به مذهب حاکم، از آن دفاع کنند. ثمرات مثبت وستفالیا در دوران آشفتگی‌های انسانی و برقراری اصول اولیه «نظم جهانی» در قرن ١٧ غیرقابل‌انکار است، اما می‌توان این عهدنامه را آغازی دانست بر به‌حاشیه‌رفتن مذهب در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی. از آن زمان جامعه جهانی رفته‌رفته بر این اصل پافشاری بیشتری ورزید و تا به امروز پس از ظهور مکاتب متنوع فکری- سیاسی، اصل سکولاریسم بین‌المللی تقریبا در تمامی آنها به‌عنوان متغیر ثابت باقی ماند. از آموزه‌های چپ و تعالیم مارکسیستی گرفته، تا اندیشه‌های لیبرالیستی و رئالیستی که درحال‌حاضر نظریات مسلط بر دولت‌ها در جامعه بین‌المللی به‌شمار می‌روند. همه در طول سالیان، در این مسیر به بالندگی هرچه‌بیشتر اندیشه‌های سکولاریستی کمک کردند. 

 به مرور زمان این رویه به مرحله‌ای از ثبات رسید که مذهب‌گرایی در سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی مبدل به گفتمانی غیرقابل‌قبول شد و دراین‌میان دولت‌های مختلف بنابر استراتژی‌های ملی و فراملی خود، از این گفتمان مفاهیم منفی بسیاری استخراج کردند؛ مفاهیمی که سیاست‌های مذهبی را در راستای اهداف ضدامنیتی و خدشه در نظم و آرامش جوامع انسانی، تعریف کرده و آن را متعلق به دوران «پیشامدرن» معرفی کرد. روی دیگر ماجرا نگاه دولت‌های قدرتمند جهانی به ساختار نظام بین‌الملل است که براساس آن جامعه جهانی ذاتا دارای بی‌نظمی است و دخالت مذاهب مختلف می‌تواند بر این آشفتگی بیفزاید. در نتیجه باید مقابل رواج ایدئولوژی‌گرایی ایستاد تا قدرت به شکلی متمرکز در دستان دولت‌های قوی‌تر باقی بماند و جامعه گسترده جهانی به سمت نظم پیش برود. پس هرآنچه که می‌تواند موجب بروز نزاع شود، مطرود شمرده می‌شود.  

رادیکالیسم دینی در برابر سکولاریسم غربی 

 چالش میان مکاتب سیاسی و دین‌گرایی در عرصه سیاست رفته‌رفته به نزاعی همیشگی و بی‌قاعده مبدل شد. بی‌تردید ایدئولوژی اسلامی به‌عنوان اندیشه‌ای تقریبا نهادینه‌شده در بخش‌های گسترده‌ای از جهان، حاضر به پذیرش گفتمان مسلط جهانی نشد و در برابر این تضعیف‌سازی، در رویکردی متقابل دست به تقویت خود زد. در این مرحله از واکاوی ماهیت داعش است که می‌توان به نقش پررنگ سکولاریسم بین‌المللی در تولد این پدیده دست یافت. براین‌اساس هرچه تلاش غرب برای بالقوه‌کردن دین در عرصه تصمیم‌گیری و خودنمایی‌های جهانی بیشتر شد، پتانسیل عظیمی نیز در جهت مخالف شروع به جوانه‌زدن، رویش و پرورش‌یافتن کرد. بی‌شک نمی‌توان برای تحلیل ماهیت و چگونگی بروز داعش تنها به همین مقوله اکتفا کرد. 

 اما نباید چشم‌ها را در برابر سهم بسزایی که غرب در پیدایش این خشونت افسارگسیخته داشت، بست. رفتارهای خشونت‌بار داعش ثابت کرد که یکی از مهم‌ترین ریشه‌های تحریک‌کننده برای ظهور این پدیده، تلاشی بود که غرب در معنازدایی از گفتمان اسلامی می‌کرد. داعش برای خود نقشه سرزمینی و تشکیلات قدرتمند تعریف کرده است. پول و نفت دارد؛ می‌خواهد در نظم جهانی سهم داشته باشد و به این بهانه به غیرانسانی‌ترین شکل ممکن حق حیات را به نام دین از انسان‌ها می‌گیرد. پس داعش این‌روزها تمام توان خود را به کار می‌گیرد تا دیده شود، قوی جلوه کند و در عرصه تمام کشورها از شرق تا غرب، هژمون باقی بماند؛ از سوریه جنگ‌زده و عراق چندپاره گرفته تا فرانسه، مهد هنر و رمانتیسم اروپایی.  

منبع : سمیرا فرخ منش / روزنامه شرق  

آیا داعش تنها مقصر ماجراست؟

منبع : پارس بانوآیا داعش تنها مقصر ماجراست؟
برچسب ها : داعش ,جهانی ,گفتمان ,بین‌المللی ,جامعه ,کرده ,داعش تنها ,تنها مقصر ,مقصر ماجراست؟ ,تعریف کرده ,جامعه جهانی

...

:: ...

خبر مرگ آدمهایی که جایی خدمتی به ما کردند، ناراحت کننده ست. این خدمت هر مدل و هر رنگی میتونه داشته باشه . و یکی از واضح ترین اینها تلاشی ه که برای تالیف یا ترجمه یا تولید یک اثر ماندگار خرج میشه..

تلاش هایی که برای همیشه جاودانه خواهند ماند و ما به یاری این لطف های بی منت، موفق به دانستن و آگاه شدن خواهیم شد.

استاد ابوالحسن نجفی یکی از همین آدمها بود و هست..

که بی انتظار از حداقل چشمداشتی، بهترین ها را هم تالیف کرد، هم ترجمه ، هم تربیت.

من مدیون انسانهایی اینچنینی هستم که به تمام معنا معلم اند و خلاق .

کسانی که به لطف اونها تونستم بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه، / کالیگولای کامو / شیطان و خدا، گوشه‌ گیران آلتونا، ادبیات چیست؟ و دربارهٔ نمایش از سارتر / و شازده کوچولورو بشناسم..

و چه عمر86 ساله ای بهتر از این که در زمان زنده بودنت، آنچنان لبریز از دانشی تمام نشدنی باشی که پس از رفتنت، دنیایی از حرف و آموزش و درس از تو باقی بماند؟

 

    

منبع : پارس بانو...
برچسب ها :

من از شما می ترسم خانم لوپن!

:: من از شما می ترسم خانم لوپن!
 

نگاهی به سیاست های رئیس کنونی و سابق حزب «جبهه ملی» فرانسه 

من از شما می ترسم خانم لوپن!  

...

".. اما با دقت بر واکنش‌های سیاسی او تنها نتیجه‌ای که حاصل می‌شود، پیشرفت آرمان‌های جبهه ملی فرانسه نیست. بلکه با واکاوی رفتارها و تحلیل نگرش این بانوی مصمم، کمی احساس خطر هم چاشنی ماجراست. خطر در به کارگیری ابزار پوپولیستی، درآمیختگی افکار متضاد و همچنین هشداری برای بروز نوعی نئوفاشیسم فرانسوی در پشت نقاب ملی‌گرایی معتدل. ارزیابی هر یک از این سه رویکرد می‌تواند شناخت بهتری از مارین لوپن و تبعات رفتارهای کنونی او به دست دهد...  

                        

 

منبع: http://www.shargh daily.ir/1394/09/28/Main/PDF/13940928-2473-9-4.pdf 

 سمیرا فرخ منش/ شرق

منبع : پارس بانومن از شما می ترسم خانم لوپن!
برچسب ها : لوپن ,خانم لوپن ,ترسم خانم

ویلسونی‌های نرم، نومحافظه‌کاران سخت

:: ویلسونی‌های نرم، نومحافظه‌کاران سخت
 

یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های پشت‌پرده تصمیم‌گیری‌ها در زمان ریاست‌جمهوری «جورج بوش» پسر، شخصی به نام «پل ولفویتز» بود که از مشاوران اصلی بوش در حوزه‌های امنیتی به شمار می‌رفت.

  

در سال ١٩٩٢ از دفتر شخصی ولفویتز اسناد محرمانه‌ای بیرون آمد که سوژه داغی برای رسانه‌ها و سرزبان‌انداختن نام او شد.

 در این اسناد ٤٦‌صفحه‌ای طرح کلانی برای ایجاد و حفظ برنامه‌های امنیتی آمریکا طراحی شده بود که پس از جنگ سرد این کشور باید به منظور برقراری هژمونی گسترده در جهان و برتری نظامی خود با همه کشورهای رقیب اروپایی، شوروی سابق و قدرت‌های نوظهور آسیایی و منطقه‌ای، سیاست مقابله‌جویانه‌ای را در پیش گیرد.  

معاون بوش در سیاست‌گذاری‌های خارجی، در سال ١٩٩٧ در مقاله‌ای به نام «سرنگونش کنید» که با همراهی «زلمای خلیل‌زاد» نوشته بود، با حمله به سیاست خارجی «بیل کلینتون» تأکید کرده بود دولت پیشین اشتباهات فاحشی در مقابله با رقبا و دشمنان آمریکا داشت؛ چون تنها راه نابودی تروریست‌ها مقابله مستقیم است. دولت کلینتون و دیگر دولت‌هایی که به این اقدام دست نزدند، بدانند چنین رویکردی دیر یا زود باید از سوی آمریکا صورت گیرد؛ چون ما با آنها تفاوت داریم"....

 ویلسونی‌های نرم، نومحافظه‌کاران سخت / سمیرا فرخ منش / سالنامه روزنامه شرق

کل مطلب در : http://www.sharghdaily.ir/News/88559

منبع : پارس بانوویلسونی‌های نرم، نومحافظه‌کاران سخت
برچسب ها : آمریکا ,نرم، نومحافظه‌کاران

آگاهی .. آگاهی .. آگاهی

:: آگاهی .. آگاهی .. آگاهی

نخستین قدم، مهمترین قدم و کارآمدترین قدم در مسیر نزدیک شدن حقوق انسانی دو جنس زن و مرد این است که از شخص خودمان شروع کنیم. "اگاهی" را که حلقه مفقوده این جریان است پیدا کنیم.

بعد از من و تو، نوبت مجلس و نهادها و قوانین وملزومات اجتماعی ست.

اگر هرکس، من از خودم ، تو از خودت شروع کنی، به قطعیت فضا به سمت بهبودی خواهد رفت. رفع تبعیض های ریشه دار جنسیتی، یک موضوع کاملا فردی ست. یعنی اگر من و تو از همین فردا شروع کنیم به کار کردن روی خودمان، ده سال دیگر مثل امروز نخواهد بود..

رفتار با فرزند / کنش و واکنش با همسر / ارتباط با خواهر و برادر/ رفیق صمیمی/ همکارانی که رابطه ی نزدیک تری دارند با ما / دوستانی که روابط راحت تری بین ماست.. اگر روی تک تک اینها کار کنیم، از مضرات الگوهای تاریخ گذشته بگوییم و آنها را کم کم کنار بگذاریم،

رفتارهای برابرگونه را به تدریج جایگزین کنیم و آگاهی را فقط به اطرافیان خودمان تزریق کنیم، عملیاتی تر خواهد بود تا به انتظار تصویب قوانین و تحول به یکباره اجتماعی باشیم.

چون حتی در صورت تصویب قوانین استاندارد هم، اگر بافت اجتماعی همچنان نا آگاه باقی مانده باشد، هیچ قانونی در قالب عمل در خانواده ها در نخواهد آمد.

فراموش نکنیم در سرزمین ما میلیون ها زنی وجود دارد که "نداشتن" بخش جدایی ناپذیر از روزگارشان شده. زنانی که حتی نمیدانند چه دارند، چه میخواهند، چه میتوانند داشته باشند و زندگی بهتر چگونه است؟

مردانی داریم که با نا آگاهی مفرط جا افتاده طی سالهایی به درازای تاریخ، ترس از دست دادن داشته هایشان را دارند.

"امروزی هایی (!) داریم که در این حوزه مباحث بیولوژیک را با حقوق انسانی درمیآمیزند و اشتباه میگیرند.

پس تا " آگاهی" نباشد، تمامی تلاش ها به در بسته میخورد و هیچ ناله و فریادی شنیده نمیشود.

در این میان مباحث رفتاری متعدد، موضوعات مربوط به ازدواج و طلاق و فرزند آوری، به کارگیری امکانات مالی، برخورداری از مزایای اجتماعی، حق تعیین نوع و سبک و روش زندگی، حقوق مرتبط با موضوعات جسمی، روانی، جنسی، درکنار دهها مقوله دیگر برای آموختن و آگاه کردن وجود دارد.

پس از خودمان شروع کنیم.

نترسیم..

معنای حق برابر انسانی را فقط و فقط به اطرافیان خودمان بشناسانیم.

آگاهشان کنیم. حتی اگر از پنج نفر بیشتر هم نشود.

به کودکانمان . به همسرانمان . به دوستانمان.

بعد از من و شما نوبت مجلس و دولت و حکومت و قوانین، خود به خود خواهد رسید...

...

 

سمیرا فرخ منش/ 8مارس 2016

منبع : پارس بانوآگاهی .. آگاهی .. آگاهی
برچسب ها : آگاهی ,کنیم ,خودمان ,انسانی ,اجتماعی ,قوانین ,شروع کنیم ,وجود دارد ,آگاهی آگاهی ,تصویب قوانین ,نوبت مجلس

ما مطالبه داریم...

:: ما مطالبه داریم...

من ‫‏رای دادم . به سختی .

 با یک ذهن نگران.. و مضطرب از آینده ی این انتخاب.

واقعیت این بود و هست که اسامی داخل ‫‏لیست امید برای من نگران کننده بود.

 نه برای انتخاب شان. ما که ملتی پر از امید هستیم همیشه با اعتماد و بی اعتماد، انتخاب میکنیم.. به امید اوضاع بهتر.. نگران بودم از آینده این انتخاب.. اما رای دادم . چون تنها راه باقی مانده بود.

چون معتقدم حرکت به سمت تشکیل یک ‫جامعه مدنی که یکی از آرزوهای اساسی من برای کشورم ایران است، حرکتی کاملا حلزونی ست. آرام و آهسته به پیش میرود و آنقدر کند است که بسیاری را در میانه راه نا امید کرده. اما از نظر من، ما چاره ای جز این نداریم.

چاره ای جز پذیرفتن و طی کردن آهسته ی این مسیر.  

یکی از قدم های نخستین پیمودن این راه هم، از صندوق های رای شروع میشود.. من و همفکران من باید از انتخابات و مشارکت های جمعی شروع کنیم ..حتی اگر زمین بخوریم، دوباره باید بایستیم.. و آنقدر تمرین و تلاش کنیم تا در آینده ای دور، به مقصد برسیم.. که همان جامعه مدنی شده ی ایرانی ست..

اما روی دیگر سکه و آنچه که لازمه اصلی ماندن در این راه است "اعتماد" ست. یک اعتماد ملی به طیف تصمیم گیر.

و من در شرایط امروز، نگران آسیب دیدن این اعتماد هستم. اعتمادی که شکل گرفت و موتور محرکه مردم در 7 اسفند شد.. این اعتماد مانند یک گنج با ارزش است که فکر و سودای دزدان زیادی را به سمت خود جلب میکند. محافظت از آن دشوار است و نگه داشتنش تدبیر و انرژی بسیار میخواهد.

ماندن و پاگرفتن این پروسه اعتمادبرانگیز در دست نمایندگان جدید است. چون اگر این اعتماد آسیب ببیند ، دود غلیظ آن به چشم خیلی ها میرود. از مردم و‫روحانی گرفته تا خاتمی و هاشمی و تمام چهره های ‫‏اصلاح طلب شناخته شده. 

تمام روابط متقابل مثبت کنونی فروخواهد پاشید.. و کنش و واکنشی که میان توده مردم و لیدرهای سیاسی به درستی شکل گرفت، درهم خواهد شکست.

من کسی بودم که ‫رد_صلاحیت ها را یک توهین جدی و عظیم ملی به خودم و تک تک کسانی میدانستم که قصد دارند با مشارکت و درایت، وضعیت این سرزمین را بهبود بخشند. نه با چپاول و فرار و غارت و دروغ ..

اما با اینحال رای دادم!

پس اینکه تنها به خاطر دعوت ها، عزم رای دادن بکنیم، و با وجود همه ناملایمات و اهانت ها و هجمه ها، صف های طولانی درست کنیم کار کمی نیست. این مقدار استقبال مسوولیت آفرین است.

یک مسوولیت خطرناک و متزلزل.

با کوچکترین اشتباهی فرو میریزد و این راه سخت طی شده را دوباره باید از نو پیمود ..

دوباره باید چندین سال وقت گذاشت. و دوباره باید رنج حضور لمپن ها و کوتوله ها را به جان خرید.

پس ما رای دادیم چون ملت همیشه امیدواریم

رای دادیم چون اعتماد کردیم و در انتظار بازگشت حاصل این اعتمادیم..

اینکه در بعضی شهرستان ها افرادی غیر اصلاح طلب در لیست اصلاح طلبان جای گرفتند و در تهران نیز چهره هایی بودند که نمراتشان در کارنامه اصلاح طلبی نمره خوبی نبود، امروز دیگر مهم نیست..

ما رای دادیم و از تمامی این افراد قاطعانه انتظار پاسخ برای فردا را داریم..

ما رای دادیم و انتخاب کردیم .. در حالیکه میتوانستیم ‫‏انتخاب نکنیم..

اما "انتخاب کردن" را انتخاب کردیم..

تا از رنج مجلس مفتضحانه پیشین رهایی پیدا کنیم. مجلسی که برای ما جز پریشانی و ننگ و اهانت چیزی نداشت در این سال ها .. و ترسیدیم از تکرار دوباره اش..

ما رای دادیم ..

چون مطالبه داریم...

منبع : پارس بانوما مطالبه داریم...
برچسب ها : دادیم ,امید ,کنیم ,نگران ,اصلاح ,داریم ,دوباره باید ,مطالبه داریم ,انتخاب کردیم

پوتین و عبور از «گورباچف» مبتکر و «یلتسین» لیبرال

:: پوتین و عبور از «گورباچف» مبتکر و «یلتسین» لیبرال

 

«ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهوری روسیه هم پیانو می‌نوازد و هم در بوکس و جودو مهارت دارد. هم یک افسر حرفه‌ای امنیتی «کاگ‌ب» بوده و هم در خلبانی و شکار، تبحر ویژه‌ای دارد. روی بدن پلنگ‌ها و نهنگ‌ها ردیاب‌های فوق‌مدرن نصب می‌کند و یک ساعت شنا و تمرین غواصی از برنامه روزانه‌اش حذف نمی‌شود.

ولادیمیر پوتین یک رهبر سیاسی با توانایی‌های درخور ‌تأمل است که با وجود انتقادات گسترده نمی‌توان منکر قدرت سیاسی و خصلت‌های فردی او شد. پوتین، زمانی به قدرت رسید که وضعیت روسیه وضعیت خوشایندی نبود و انتخابش در راستای امید به بهبودی اوضاع بغرنج پایان دهه ٩٠ صورت گرفت؛

اما این موضوع فقط به پوتین اختصاص نداشت، به عبارتی هم پوتین و هم دو رئیس‌جمهور پیش از او نیز در شرایطی از دروازه‌های کرملین عبور کردند که کشورشان نیازمند تحولی شگرف و بازکردن دریچه‌های روشن برای آینده بود. «میخائیل گورباچف» و «بوریس یلتسین» نیز مانند پوتین در شرایط نرمالیزه سیاسی فرمان هدایت روسیه را در دست نگرفتند اما با وجود این وجه اشتراک، تفاوت میان این سه رئیس‌جمهوری کم نیست.

به زبان ساده‌تر آنچه امروز بر روسیه کنونی می‌گذرد، به شکل آشکاری محصول تفکر و خط‌مشی شخص پوتین است؛ بنابراین می‌توان این‌طور نتیجه‌گیری کرد که اگر فرد دیگری همانند رؤسای جمهوری پیشین روسیه، به‌جای پوتین قرار داشتند اوضاع روسیه رنگ دیگری به خود می‌گرفت.

 

 

سمیرا فرخ منش / سالنامه روزنامه شرق

منبع : http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=972&PageNO=114

منبع : پارس بانوپوتین و عبور از «گورباچف» مبتکر و «یلتسین» لیبرال
برچسب ها : پوتین ,روسیه ,سیاسی

از قدرت‌نمایی دیروز تا بحران در آینده

:: از قدرت‌نمایی دیروز تا بحران در آینده
.... اما این، همه ماجرا نیست. شاید سال‌های سال عربستان به مدد درآمد نفت، گام‌های مثبتی در توسعه نظامی و اقتصادی خود برداشته، اما چنین مقوله‌هایی وجهه‌های دیگری نیز دارد.آنچه در آن تردیدی نیست، تحولاتی است که در ساختار حاکمیتی سعودی‌ها رخ داده و تبعات داخلی و بین‌المللی آن از نگاه کسی پوشیده نمانده است. از تغییر مسئولان باتجربه سعودی پس از روی‌کارآمدن سلیمان بن عبدالعزیز و ابراز نارضایتی قدیمی‌های این قبیله گرفته، تا اشتباهات صریح پادشاه در حمله به یمن و تبعات جبران‌ناپذیر آن. همه اینها دست‌به‌دست هم داده تا در یک سال اخیر نشانه‌هایی از تزلزل در چارچوب تصمیم‌گیری‌های همسایه جنوبی ایران دیده شود... 

منبع: سمیرا فرخ منش / روزنامه شرق

منبع : پارس بانواز قدرت‌نمایی دیروز تا بحران در آینده
برچسب ها :

دیوانگی‌های یک ‌میلیاردر

:: دیوانگی‌های یک ‌میلیاردر
«ترامپیسم» خطری همیشگی برای جاهلان جامعه غرب

رفتارهای ترامپ را عده‌ای، دیوانگی‌های یک‌ میلیاردر لقب می‌دهند و بعضی دیگر آن را دلقک‌بازی‌های مضحک مردی که توسط قدرت ‌میلیاردها دلار پول می‌خواهد مرد اول جهان باشد. بخشی از جامعه جهانی نیز که افراط‌گرایی اندیشه‌های راست را خطری همیشگی برای نظام بین‌الملل کنونی می‌دانند، ترامپ را دنباله‌رو همین افکار تعریف کرده و تفاوتی میان او و امثال موسولینی نمی‌بینند.

اما کانون قابل توجه همه این جریانات اینجاست که ترامپ تنها نیست و هرچه هست، مسیر موردعلاقه بخشی از جامعه آمریکایی را هدایت می‌کند؛ بخشی که تلفیقی از احساسات نژادپرستانه، تمایل به محافظه‌کاری مدرن، راست‌گرایی عریان و پوپولیسم بدقیافه‌ای را دربر گرفته است.

ترامپ، نماینده طبقه متوسطی شده که آمریکای امروز را نمی‌خواهد. نگران امنیت خود و امیدی است که روبه زوال است؛ طبقه‌ای که آشکارا در برابر دولت ایستاده و تقابل با سیاست‌های مرکزی را می‌خواهد. به نظر این طبقه، اسلام‌هراسی، مخالفت با رابطه‌های اقتصادی با کشورهای آسیایی، مقابله با ایران و تأکید بر «اصالت خاص آمریکایی» می‌تواند راهگشای مشکلات امروز آمریکا باشد. پس حضور و ظهور فردی مانند ترامپ نمی‌تواند به‌یکباره اتفاق بیفتد...

 

 

 

سمیرا فرخ منش / روزنامه شرق

منبع : http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=989&pageno=9

منبع : پارس بانودیوانگی‌های یک ‌میلیاردر
برچسب ها : ترامپ ,بخشی ,جامعه ,همیشگی برای ,خطری همیشگی

3 نکته درجریان تاسف بار قاضی پور:

:: 3 نکته درجریان تاسف بار قاضی پور:
 

1: مقصر اصلی مردم ارومیه نیستند.

درارومیه امسال (از میان 733 هزار نفر واجد شرایط ) 440119 نفر رای دادند که رای 169098 نفر اونها به این فرد اختصاص داشت. بخش عمده ای از این 169 هزار رای برمیگرده به تمایلات طایفه ای.

نگاه قبیله ای در شهرهای قوم محور نقش عمده ای در هدایت توده مردم به سمت شخص یا یک جریان خاص بازی میکنه./ دلیل اینکه قاضی پور از لهجه اش به عنوان یک "برند" استفاده میکنه یا به شکل نمایشی درباره دریاچه ارومیه تلاش میکرد یا در سخنرانی هاش بین ترک بودن و فارس بودن مرز قایل میشه، جلب همین رای قبیله ای و احساسیه. / این طیف همان حاضرین در مجلس هستند که برای صحبتهای این فرد سوت و کف میزدند. همان کسانی که سر جریان فتیلیه ای ها فریاد "من تورکم من تورکمِ"شان گوش بقیه را آزار میداد.

 درعین حال که باید توجه داشت بیشترین طرفداران قاضی پور رو مهاجرین اطراف که از روستاها و شهرهای مجاور به ارومیه مهاجرت کرده اند، تشکیل میدن./ پس قاضی پورها یک نفر نیستند. ولی کل مردم ارومیه هم تا این حد نا آگاه و بی خبر از اوضاع به نظر نمیرسند.

2: این گستاخی های کنترل نشده و ادبیات میدان تره باری که از بی سوادی مطلق چنین افرادی نشات میگیره برای بسیاری از مردم متاسفانه به شکل امر معمولی درآمده! اما باید توجه داشت خطر وجود قاضی پور ها برای نظام هم کم نیست. 
اینچنین موضوعاتی چون چند بُعد رو شامل میشن، میتونن ماهیت تنش زایی به خود بگیرند. همین سخنرانی به تنهایی دارای 4 بُعد پررنگ جنسیتی، قومی ، جنسی و خشونت محوری ست (کشتن اسیران عراقی که میتونه حتی بعد بین المللی به ماجرا بده! ) 
و همین امر، درصورتیکه موضوع به درستی مدیریت نشه، قابلیت این رو داره که مساله ساز بشه. / سیستم و تصمیم گیران این حوزه باید هوشیار باشند که چنین موضوعاتی پتانسیل تنش سازی های وسیع تری خواهند داشت. 

نباید فراموش کرد کسی که از رهبری مایه میذاره و خودش رو سرباز ولایت معرفی میکنه، گوینده شوخی های جنسی با یک روحانی و نماینده مجلس، و بازگوکننده اقداماتی در یک جنگ نظامی ست که پرونده ش میتونه مجددا باز بشه! بنابراین این افراد به خودیِ خود هزینه زا هستند. پس هوشیاری شرط اول جمع کردن این بساط های زرد و تهوع آوره.

3: ‫#‏قاضی_پور‬ ها زیادند.

زیاد هم حرف میزنند. فقط یا رسانه ای نمیشوند یا در میان آشفتگی ها و حجم عظیم هجوگویی های همدیگر گم میشوند.

اگر حواسمان جمع تر و نگاهمان هوشیارتر باشه، به دفعات گفتار و رفتار چنین افرادی را در نهادهای رسمی کشور میبینیم و میشنویم ...!

...

سمیرا فرخ منش

منبع : پارس بانو3 نکته درجریان تاسف بار قاضی پور:
برچسب ها : قاضی ,ارومیه ,مردم ,چنین ,همین ,چنین افرادی ,توجه داشت ,باید توجه ,مردم ارومیه